راستش نمیخواستم چیزی بنویسم .
نمیخواستم ادامه بدم . اما چیزی در من وجود داره که این اجازه رو بهم نمیده . این توانایی رو بهم نمیده . خستم . خیلی خسته . از همه چیز . از دنیا از مردمش . از انسانها و از کسایی که خودشونو به این اسم صدا میزنن اما صدها بار پست تر از یه حیوون هستن . حوادث این چند وقته عین ستاره های کارتون ها والت دیزنی دور سرم میچرخن . ما داریم به کجا پیش میریم ؟
از کسایی که میگن هموطن من هستن خستم . از کسایی که میگن ایرانی هستن خستم . از این دولت خستم . از ابلهی که خودشو رئیس حکومتی میدونه که به 70 میلیون نفر حکمرانی می کنه خستم . از دنیا خستم . از کسایی که فکر می کنن آفریده شدن تا دیگران رو نجات بدن خستم . از کسایی که فکر می کنن همه چیز فقط با جنگ حل میشه حالم بهم میخوره . از مردم نادانی که خودشونو متمدن میدونن خستم .
امروز داشتم به گذشته فکر می کردم . تقریبا سه سال پیش . شایدم کمتر یا بیشتر . قبل از تشریف فرمایی محمود خان که واقعا روی چنگیز رو هم سفید کرده . یه آقایی به نام دکتر فاطمی نمیدونم از کدوم دارغوز آباد بلند شد و اومد به دانشگاه ما برای سخنرانی . البته ایشون رو برای جشن بعثت محمد دعوت کرده بودن به دانشگاه ما . هنوزم نمیدونم این آقا مدرک دکترای خودشو از کجا گرفته بود . شاید از همونجایی که دکتر !!! احمدی نژاد گرفته . اون آقا اومد و شروع کرد به مثلا سخنرانی کردن .
جالب بود برام . تو شروع سخنان گهربارشون همه ی ما ایرانی ها رو به گاو تشبیه کردن و رشته ی کلامشونو اینطوری به دست گرفتن . وقتی هم اعتراض کردیم گفت که از شما بعیده . این فقط یه تشبیهه . این از شروعش بود . بعد هم شروع کرد به ناسزاهای مودبانه گفتن به قشر به اصطلاح روشن فکر جامعه و مخصوصا دانشجویان محترم . که من نمیدونم کی گفته که همه ی دانشجویان ما روشنفکرن و این آقا داشت اینجوری بهشون لطف می کرد . کاش همه ی کسایی که این اسم رو به دنبال خودشون میکشن واقعا فکرس روشن و باز داشتن . این آقای دکتر فاطمی ما بعد از چند دقیقه اراجیف بافی و فحش های خوشگل دادن و آدم حساب نکردن ما شروع کردن به بد و بیراه گفتن به آقای خاتمی که اون موقع داشتن آخرین روزهای اون 4 سال ننگین رو پشت سر میذاشتن . میگفت آخر و عاقبت رئیس جمهور خوشتیپ!!! انتخاب کردن همینه . ما اون موقع ها هنوز سرمون به سنگ نخورده بود و فکر می کردیم که منظور ایشون از غیر خوشتیپ آقای اکبر هاشمیه . چه میشه کرد . خوب دوران جاهلیت بود دیگه . نمیدونستیم منظور ایشون از غیر خوشتیپ این فاجعه ی قرن بیست و یکمه . کاری به این ندارم .
درد من از سوال و جوابهای اون روز بود . اونم از جانب قشر روشنفکر ما . مهمترین موضوع بحث این بود که چرا دیه ی مرد دو برابر زنه . و ایشون هم با یه جواب مسخره ی بچه گانه به پیروی از مرادشون جواب این سوال رو دادن و دوستان خوب ما . خانمهای محترم دانشگاهمون که خدا ایشالا بیشترشون کنه شروع کردن به سوت زدن و دست زدن برای این جواب ابلهانه .
خلاصه می کنم . اون آقا اون روز با شیوه های احمدی نژادی ( البته اون روزا زیاد با این سبک آشنا نبودیم ) مخ 2000 نفر رو تلیط کرد و رفت و سهم ما هم از این میون دیداری بود با اعضای محترم کمیته ی انظباطی و عموی خوشگل مو قشنگمون و تهدیدهاش به خاطر اینکه میخواستم در جمع ایجاد اغتشاش کنم و از این حرفا . اونم فقط به خاطر اینکه برادران و خواهران بسیجی نامه ی من رو خدمت ایشون ارائه نکرده بودن و من بلند شدم و حرفامو با صدای بلند تو سالن گفتم .
اون روز با روشنفکران واقعی آشنا شدم . همونایی که جناب دکتر احمدی نژاد رو به ریاست جمهوری رسوندن . خیلیا میگن که احمدی نژاد با تقلب انتخاب شده . اما من حاضرم ظرط ببندم که شاید بیشتر از 70 درصد این رای ها واقعی بوده . اینو که دارم مینویسم تموم موهای تنم سیخ شده اما چرا میا نمیخوایم این حقیقت رو باور کنیم ؟؟؟ چرا ما هیچ وقت نمیخوایم اشتباهات خودمو رو ببینیم . به نظر شما چند درصد از 17 میلیون رو میتونستن بسازن ؟؟؟ چند میلیون رای جعلی ؟؟؟ نه دوستان . باید باور کرد . هرچقدر هم تلخ اما حقیقته . کسایی رو دیدم که به این ابله رای دادن که آدم ببینه چشماش میشه 8 تا .
دوستان باید قبول کرد .
باید قبول کرد که ما . مردم ما . بینش و نگرش سیاسی ندارن . نگاه نمی کنن . نمی بینن . بازی می کنن . با سرنوشت خودشون . و بقیه بازی می کنن .
_ باور کنید صدها نفر رو میشناسم که فقط به خاطر اینکه هاشمی انتخاب نشه به احمدی نژاد رای دادن . این یک گروه از روشنفکران ما .
_ گروهی هم به خاطر اینکه دیگه نمیخوان رئیس جمهور آخوند داشته باشن . اینم گروه بعدی .
_ یکی میگفت من بهش رای میدم چون بابام بهش رای میده . این دسته ی سوم .
_ یکی میگفت رفیقمون تو ستادشه بخاطر مرام و رفاقت بهش رای میدم . این دسته ی چهارم .
_ جالبترین قسمتش یکی از بچه های شهر همسایه ی ما بود که می گفت چون شهردار تهران بوده و وقتی ما رفتیم اونجا شهر خیلی تمیز بود ............. خوب پس میتونه از پس کارار بر بیاد . نتیجه ای بسیار زیبا بود و منم فقط سکوت کردم .
اینو بگم که من هیچ نسبتی با هاشمی ندارم . اونم یه آدم پست قدرت طلبه که 8 سال تمام مردم ایران رو قربانی اهداف پلید خودشو پسرای گردن کلفتش کرد . خوشبختانه من غیر از اولین سالم که اونم به خاتمی رای دادم دیگه تو انتخابات شرکت نکردم . به چند دلیل :
یکی اینکه با اینکارم دارم مستقیما این حکومت رو تایید می کنم و کسایی رو انتخاب می کنم که اونا خوششون میاد .
یکی هم اینکه دارم رو نظامی دیکتاتوری که اسما دموکراسیه صحه میذارم .
آخری هم اینکه من فقط به کسی رای میدم که توانای برداشتن این کفتارها رو داشته باشه .
از رای خودم به آقای خاتمی هم میتون بگم پشیمونم . چون اونم ماسکی زیبا بود به چهره ی پلید این کفتارهای رذل . اما حد اقل تو دوره ی اون ما مظهر تمدن بودیم . نه سوسکهایی که از فاضلاب ایران بیرون اومده و تو دنیا پخش شدن . به موقعش اینها هم باید جوابگوی این توهین ها به ملت ایران باشن . کسی حق نداره به بهانه ی انتقاد از یه مشت حیوون به یه ملت 70 میلیونی توهین کنن .
برای امشب دیگه بسه .
برای دفعه ی بعد میخوام از سفر آقای پوتین و اهداف پلیدش و سفر خنده دار آقای احمدی نژاد . از اعتراض های دوستانمون تو دانشگاه تهران و پلی تکنیک . از دانشگاه همدان و زهرای عزیز که قربانی وحشی گری ها و شکنجه های این رژیم هرزه و ددمنش شده .
این ضحاک تشنه ی خون ماست و اکبر محمدی ها و زهراهای زیادی رو به کام مرگ خواهد کشید .
حرف را باید زد
درد را باید گفت .
ایران سربلند .
ایرانی آزاد و سرفراز .

