تبليغاتX
نسل من نسل آتش و خون - دردی دارم نهان در سینه . دردی به وسعت خاک کشورم
قلم به دست می گیرم و با قطرات خونم از طوفانی مینویسم که سرزمینم را به کام مرگ کشید

 

قلم به دست میگیرم و می نویسم .

قلمم را به دست میگیرم و با قطرات خونم می نویسم از طوفانی که برادرم را به کام مرگ کشید . قلم به دست میگیرم و با قطرات خونم مینویسم از سیلابی که تمدن و فرهنگم را با خود به قعر دره های نابودی و فراموشی برد . مینویسم از برادری که به جرم سر دادن فریاد زنده باد وطن اعدام شد . مینویسم از خواهری که به جرم زن بودن به دار آویخته شد . به جرم زن بودن محکوم به نابودی شد . محکوم به بردگی . از مادری که سوی چشمانش را به غم  از دست دادن فرزند هدیه داد و از پدری که به جرم پدر بودن نامش را خط زدند .

 

قلم به دست میگیرم مینویسم از آزادی . قلم به دست می گیرم و می نویسم از پیروزی . قلم به دست میگیرم و مینویسم از عشق . قلم به دست می گیرم و می نویسم از میهن . می نویسم از وطن . می نویسم از ایران .

به نام اهورایی اهورا مزدا . به نام ایران . و به نام ایرانی .

 

می نویسم از  30 سال ستم . 30 سال فریب . 30 سال تاریکی . 30 سال استبداد . 30 سال نفسهای خفه شده در گلو . 30 سال ذهن های خفته در تاریکی . 30 سال خواب . 30 سال غفلت . 30 سال سرکوب و 30 سال مرگ .......................

 

قلمم را به دست می گیرم .

آری قلمم ...... قلم من تنها سلاحی است که برایم مانده . پس تا آخرین قطره خونم خواهم نوشت و تا آخرین نفسم خواهم خواند .

 

بهزاد عزیز گفته بود که به چه دلیل از شاهزاده رضا پهلوی حمایت نمی کنم و دلایل حمایت خودش رو از ایشون هم گفت ... درسته بهزاد جان ...........

حرفاتو قبول دارم .... اما متاسفانه ما ایرانیها تجربه ی جالبی از حمایت از افراد نداریم ... تو هیچ دوره از تاریخ ......  درسته کسایی مثل کوروش آمدن و همه ازش پشتیبانی کردن اما دیگه کوروشی زاده نخواهد شد ........  

من از افکارشون حمایت می کنم چون حرفاشو و افکارشو قبول دارم .... منم از سکولاریزم حمایت می کنم . منم به دنبال آزادی و پیشرفت اقتصادی و زندگی بهترم .... این حق همه ی ماست به عنوان یک انسان . اما من موقعی از فردی حمایت میکنم که لیاقت خودش رو نشون بده . اگر ببینم و مطمئن باشم که هدف اون تنها آزادی مملکت و مردمشه من حاضرم جانمو در راه اون و افکارش و مهمتر از همه وطنم فدا کنم ..... اما هنوز اون روز نرسیده . حمایت از یک فرد یا یک حزب و حتی به زبون آوردن اون مسئولیت بزرگی رو به عهده ی انسان قرار میده . پس باید برای رسیدن به هدف محتاط تر عمل کرد . نباید مثل کسی که در حال سقوط به قعر یک چاه عمیقه دست به هر خار و طناب پوسیده ای زد . البته خدای نکرده ایشون رو اینطور تشبیه نمی کنم  . اما من اینطورم که تا از چیزی مطمئن نشم ازش حرفی نمی زنم . برای من شاهزاده و اعمالش ( بر خلاف افکارش که منم مثل هر ایرانی دیگه ای به اون و افکارش به عنوان یه ایرانی افتخار می کنم ) هنوز تو پرده ای از ابهام قرار داره . هنوز برای من اون کسی نیست که بتونه من و بقیه ی همفکر ها و همراه های منو رهبری کنه . یک رهبر علاوه بر افکار درست و نیک که در مسیری درست قرار دارن نیاز به چیزهای دیگه ای هم داره  .  برای همین من اون جمله رو گفتم .

 

من کاری به شاهزاده و یا امثال اون ندارم . مثل هر جنبشی تو دنیا ، جنبش اپوزیسیون ایران هم نیاز به رهبری داره . نیاز به کسی که بتونه این اپوزیسیون رو هدایت کنه تا از مسیر اصلی خودش خارج نشه . دوستان ما تو جنبش دانشجویی برای این موفق نشدن که رهبری درستی نداشتن و کسی که بتونه این انرژی و این نیرو رو در جهت صحیحش هدایت کنه . برای همین شاهد این همه جنایات این رژیم سفاک در برابر این همه شور بودیم . فکر می کنم بقیه هم با من هم عقیده باشن . این رهبر میتونه رضا پهلوی یا هر کس دیگه ای باشه . کسی که افکار و اعمالش و شجاعتش بتونه نسلی رو که به مخالفت با این حکومت بلند شده رو ارضا کنه . نسلی که دیگه نه با مذهب فریب میخوره و نه با دین و هر حقه ای که به این اسم تحویلش داده بشه .

ایران دیگه ایران 30 سال پیش نیست و ایرانی هم دیگه ایرانی 30 سال پیش نیست . مطمئنا هم طرز فکر و هم اعتقاداتش با گذشته فرق کرده . وظیفه ی اصلی ما هم همینه ساختن فرهنگی که طی سالها و با یک روند فرسایشی توسط مذهب نابود شده . فرهنگی که پدرانمون برای ما به ارث گذاشتن و متاسفانه ما در طول تاریخ بارها و بارها قدر ناشناسی خودمون رو اثبات کردیم .

برای ساختن کشور اول باید خودمون رو بسازیم . اول باید خودمون رو اصلاح کنیم . من امروز اگه بتونم خودم رو اصلاح کنم ، اگه بتونم خودم رو بشناسم ، اونوقت میتونم ادعا کنم که میتونم چند نفر دیگه رو هم از گمراهی نجات بدم . میتونم روشنشون کنم . کار ما امروز حمایت از شاهزاده و رضاهای پهلوی دیگه نیست . باید از ریشه این مشکل حل بشه . اگر مردم ما بتونن باور کنن و بتونن ببینن که توانایی داشتن یک زندگی بهتر رو دارن . اگر بتونن باور کنن که اگه دست به دست هم بدن میتونن هزاران هزار از این ارتشها و سپاه ها رو نابود کنن . اگه باور کنن که هیچ نیرویی نمیتونه جلوی نیروی ملت بایسته  اونوقته که میشه به آینده امیدوار بود . این حرف من نیست . حرف کورش بزرگه .... بزرگترین پادشاه و عادل ترین و برترین پادشاهی که سرزمین ما تابحال به خودش دیده . قدرت یک حکومت به مردمشه . اگه یه مردم از یه حکومت راضی بودن و ازش حمایت کردن اونوقت اون حاکم میتونه به ادامه ی حکومت خودش امیدوار باشه . باید اینو باور کنیم که قدرت اصلی ما هستیم . نه سید علی خامنه ای . نه محمود احمدی نژاد . نه جنتی . نه رفسنجانی

 

درسته . ما همه مون به امید زنده ایم . اما امید به چی ؟؟؟ امید به ملتی که برای دیگران مرگ آرزو میکنه ؟؟؟ امید ب ملتی که بخاطر مرگ فرزندانی که خودشون تربیت کردن فریاد الله اکبر سر میده و هلهله می کنه ؟؟؟ ما تا کی میخوایم خودمون رو گول بزنیم ؟؟؟  تا کی میخوایم به خودمون بگیم که ما ملتی هستیم با بالاترین فرهنگ . این درسته .... ما اینطور بودیم ... اما حالا نه .... شاید رگه هایی از همون غیرت و همیت و فرهنگ ایرانی درمون باقی مونده باشه اما ما اون ملت نیستیم ...... احتیاج به اصلاح داریم . نیاز به بازبینی در افکارمون و اعتقاداتمون داریم . مذهب ذهن ما رو فسیل کرده . باید این سد رو شکوند . باید این رو باور کرد که نه دین برای حکومته و نه حکومت برای دین . ما نیاز به سکولاریزم داریم . نیاز به شکستن بت مذهب در افکار عمومی . البته به لطف جمهوری اسلامی تا حد زیادی این امر تحقق پیدا کرده و برای همینه که امروز میتونیم تو مملکتمون صحبت از اپوزیسیون و حکومت سکولار کنیم .

و امروز وظیفه ی ما اینه . ساختن فرهنگ . آماده کردن ذهن نسل خودمون و نسل آینده برای پذیرفتن حقیقت و دونستن حق خود به عنوان یه انسان . باور کردن خود و پی بردن به توانایی هایی که داره .

بهترین راه ممکن که فعلا جلوی پای مردم ما میتونه قرار بگیره یه همه پرسیه یه به عبارتی رفراندوم که با حکومت فعلی و خفقان موجود تقریبا دست یافتن بهش دور از انتظاره و همه مون بهتر از هم میدونیم که این رژیم راضی به این کار نمیشه و اگه هم بشه مطمئن باشید به این راحتی نمیشه ازش نتیجه ی مطلوب گرفت . تازه تو شرایط فعلب رفراندوم برای چی ؟؟؟ برای چه هدفی ؟؟ فرض کنیم بگیم جمهوری اسلامی نه .  آیا میتونیم مردمی رو که تمام سلولهای بدنشون با شعار های سمی مذهبی آلوده ست رو راضی به حکومتی سکولار کرد ؟؟؟ میشه این مردم در قفس رو یکدفعه در برابر اون همه آزادی قرار داد ؟؟؟ به خدا اینها یه درده و خودم هم که الان دارم اینا رو مینویسم از گفتنشون شرمم میاد . اما باید قبول کرد که افکار عمومی فعلا توانایی پذیرش چیزی که ما بهش میگیم هدف نداره . نیاز به زمان بیشتری هست برای اینکه بخوایم به این راه قدم بگذاریم . برگزاری رفراندوم ظاهر خیلی زیبایی داره . اما نتیجش اونطور که نشون میده روشن نمیتونه باشه . به دلایلی که گفتم . میشه با نادیده گرفتن حقایق با گفته های من مخالفت کرد . پس لطفا به درون خودتون رجوع کنید و به حرفام فکر کنید . 

ما همه میدونیم که چی رو نمیخوایم ولی همه مون نمی دونیم که چیو میخوایم . به خدا این حقیقته . چطور میتونی برای کسایی که نمیدونن دنبال چی هستن هدفی تعیین کرد ؟؟ چطور میشه به افکاری که طی سالها مسموم شده فهموند که باید به دنبال چی باشه ؟؟؟ چطور میشه به ملتی که فکر میکنه درست کردن چند تا کلاهک هسته ای برای موشک های قاره پیما یعنی تبدیل شدن به یک ابرقدرت ؟؟؟

اونم تو این زمان کم و بطور ناگهانی ؟؟؟

من هم میگم . رفراندوم بهترین راه ممکنه که میتونه وجود داشته باشه . اما نیاز به زمان بیشتری هست . برای اینکه مردم ما بتونن ایرانی بودن خودشون رو باور کنن . بتونن فرهنگ بیگانه رو بطور کامل از زندگی خودشون بیرون کنن . اما این زمان تا کی ؟؟ تا کی باید برای این کار صبر کرد ؟؟؟ تا کی اعدام ؟؟؟ تا کی مرگ ؟؟؟ تا کی شکنجه ؟؟؟ تا کی باید نشست و صبر کرد و شاهد پر پر شدن گلهای روییده توی خاک پاک این سرزمین بود ؟؟؟ باید در این باره بحث بیشتری کرد  .

 

یه سری هم وجود دارن که تو این وسط صحبت از حمله ی نظامی آمریکا به ایران میکنن برای نابودی این کفتار های بی صفت . اما چطور میشه به این گروه که تعدد کثیری از اونا همونایی هستن که بهمن ماه 57 ما رو بد بخت کردن و وطن رو به دست بیگانه سپردن فهموند که جنگ یعنی نابودی ....... جنگ یعنی نیستی کامل .... جنگ یعنی طلف شدن بیش از پیش جوونای مملکت ...... جنگ یعنی نابودی بیشتر قشر ضعیف جامعه .... چطور میشه به اینا گفت که با جنگ فقط ما هستیم که روز به روز ضعیف تر میشیم و روز به روز عقب تر میفتیم و کسایی که باید نابود بشن همون قدرت همیشگی رو خواهند داشت . تو کجای دنیا جنگ فقط به حکومت ضربه زده یا بهتر بگم تو جکای دنیا جنگ بیشتر از مردم اون کشور به حکومتش ضربه زده ؟؟؟؟

اینا دیده دوستان .... به خدا همه ی اینا دردهای جامعه ی امروز ما هستن . با دست خودمون بیگانه رو آوردیم گذاشتیم در راس حکومت و حالا که دیدیم گولمون زدن دوباره میخوایم دست به دامن یه بیگانه ی دیگه بشیم برای نجات یافتن . بخدا کوروش دیگه زاده نخواهد شد . باید به این افراد فهموند که تو جهان امروز کسی برای برقراری عدل و داد نخواهد جنگید . هیچ کس دلش به حال ما نخواهد سوخت غیر خود ما ........

ایران بعلاوه ی جنگ مساویست با عراقی نو و افغانستانی دیگر ..........................

 

حرف از نبرد مسلحانه ی داخلی در برابر دولتی که مدام در حال فرستادن سلاح و تجهیزات جنگی برای همسنگر های خودشه و خیلی راحت داره با پول و سرمایه ی ما اونا رو پشتیبانی میکنه هم بیشتر شبیه یک شوخی میمونه و باید گفت گزافه یی بیش نیست .

 

 

من باز در این باره صحبت خواهم کرد و خواهم گفت ........

دوست دارم بقیه هم صحبت کنن . نظر بدن . دوست دارم این بحث یک طرفه نباشه و دوست دارم نظرات بقیه ی دوستان رو هم بدونم . من از سخنرانی بدم میاد . اما عاشق گفتگو و تبادل نظرم .

به خواست اهورا مزدا حرفهای خودم رو در این باره ادامه خواهم داد . شاید هم تفسیر بیشتری در باره ی بحث ها کلی این بار . 

 

این باید شعار نسل ما باشه :

 

دوبـاره مـی سـازمـت وطــن

اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سـقف تو می زنم

اگـرچـه با اسـتخـوان خـویش

 

 

و به قول دوست و استاد بزرگم دکتر نوری زاده :

 

ایران سربلند .......

ایرانی سرفراز .......

پرچم سه رنگ زیبای شیر و خورشید نشان همیشه به احتزاز باد ..........

 

 

نوشته شده توسط پسر دریا در ساعت 0:25 | لینک  |